ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

106

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

قوم چون از بلاد من عبور كردند . بر پلى بايستادم كه ناگزير بودند از روى آن بگذرند و كس گماشتم آنها را بشمارد و تعدادشان زياده بر سى هزار با اطرافيانشان بودند ، و همين كه پس از هزيمت‌شان بازگشتند عده‌شان به پنجهزار نفر هم نميرسيد و اينها يا كشته شده‌اند و يا به هلاكت رسيده‌اند . شعراء قرواش را بخاطر اين پيروزى ستايش كردند و از جمله كسانى كه او را مدح گفته ابن شبل در قصيده‌ايست ( يك بيت از آن قصيده را مؤلف فاضل آورده كه در ترجمهء آن فايده‌اى مقصور نبود ) و اين قصيده‌اى طولانى است . اين بود اخبار غزهاى عراق و اينكه اخبار آنها را بدنبال هم آورديم ، بسبب آنست كه دولت آنها بدرازا نكشيد تا رويدادها را در سالها حدوث وقايع ياد كنيم ، بلكه ابر بهارى بود كه زود متلاشى گرديد ، و اما سلجوقيان . بخواست خداى بزرگ رويدادهاى ( دولت ) آنها را در تلو سالهاى واقعه ياد خواهيم كرد و آغاز كار آنها سال چهار صد و سى و دو بود . بيان پاره‌اى از رويدادها در اين سال الظاهر سپاهى از مصر ، بسركردگى انوشتكين بريدى سوق داد و صالح بن مرداس كشته شد و نصر بن صالح شهر حلب را در سال چهار صد و دو ، چنان كه قبلا ياد كرديم متصرف شد . در اين سال سرماى شديدى بر بلاد هجوم آورد و بيشتر شدت آن در عراق بود و پس از آن بادى تند و سياه وزيد و درختان بسيارى را در عراق ريشه كن نمود ، و درخت تناورى از زيتون را در شرقى نهروان ريشه كن ساخته و آن را در غربى آن ناحيه افكند و درخت خرمائى را از بن بركنده و آن را بخانه‌اى كه با محل درخت سه خانه فاصله داشت پرتاب كرد و در يكى از دهكده‌ها سقف مسجد جامع را از جاى بكند . در ذى حجه اين سال ابو عبد اللّه بن ماكولا متصدى امر قضاء القضاة گرديد . در اين سال ابو الحسن على بن عيسى الربعى نحوى در سن بيش از نود سالگى در - گذشت . وى نحو را از ابى على فارسى و ابى سعيد سيرافى آموخته بود ، و مردى بذله‌گو